تبلیغات
پایگاه فرهنگی رسانه ای رسّام - تبلیغ محرم و نکات مربوط به آن از دیدگاه آیت الله بهجت (ره) RASSAM MEADIA جیمی نت
  • عنوان عکس 1
  • عنوان عکس 1
  • عنوان عکس 2
  • عنوان عکس 3
دریافت کد اسلایدر

تبلیغات

تبلیغ محرم و نکات مربوط به آن از دیدگاه آیت الله بهجت (ره)

تبلیغ محرم و نکات مربوط به آن از دیدگاه آیت الله بهجت (ره)
نزدیك است كه شهرستان ها از مشایخ علما خالى بمانند! این اهل علم هستند كه مردم را از دقایق امور دینى باخبر مى كنند و دین آن ها را حفظ مى كنند و ضروریات دین را به مردم مى رسانند.
درباره تبلیغ، منبر، عزاداری و مسائل پیرامونی، دقت ها و نکاتی در زندگی علماء دیده می شود که برادرانی که به این امور اهتمام دارند، علی الخصوص طلاب و مبلغینی که در این حرکت عظیم تبلیغی، که به برکت خون سید الشهداء – علیه السلام – در ماه های محرم و صفر جریان دارد، شرکت دارند، از مرور و توجه به آنها بهره ها می برند. از این میان، برخی حکایات و نکات که مراجع بزرگوارمان، به مناسبت، بیان کرده اند، جایگاه ویژه ای دارد.برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید

آنچه در پی می آید، حکایات و نکاتی است که از زبان مرحوم حاج آقای بهجت – اعلی الله مقامه – در ارتباط با این موضوعات نقل شده (مطالبی که شاید برای استفاده بهتر، مناسب بوده و از ایشان نیست، بین [ ] قرار داده شده است) و به مناسبت ماه عزا و ماتم، محرم، درپایگاه اینترنتی مرکز تنظیم و نشر آثار ایشان قرار گرفته است، که با اندک تصرفاتی در نگارش و ترتیب و تنظیم مطالب و برخی توضیحات مختصر، در دو بخش تقدیم می شود. از خدای متعال توفیق توجه و عمل به رهنمودهای علمای والامقام که همواره مرزبان حدود شریعت و دعوت کننده به حق بوده اند، خواستاریم.                                                                                                

  نیاز به تبلیغ و لزوم وجود روحانی

لزوم وجود روحانى

نزدیك است كه شهرستان ها از مشایخ علما خالى بمانند! این اهل علم هستند كه مردم را از دقایق امور دینى باخبر مى كنند و دین آن ها را حفظ مى كنند و ضروریات دین را به مردم مى رسانند.

شخصى به محلى رفته بود و دیده بود كه مردم مرده هاى خود را در دیوار مى گذارند! چه بسا شیعیان كه در بلاد غیر اسلامى و یا اسلامى هستند و حتى به یك روحانى دسترسى ندارند تا مسایل اولیه خود را از او بپرسند. ده میلیون شیعه در تركیه به صورت پراكنده هستند، خدا مى داند آیا ده عالم به اندازه اى كه بتوانند رساله را به آن ها تعلیم كنند، دارند یا خیر؟ هم چنین ده ها میلیون دیگر در سراسر جهان. آیا نباید در فكر آن ها باشیم؟! [1]

تبلیغ دینى

شنیدم زمانى كه مرحوم آقا شیخ غلامرضا یزدى [2] در یزد اقامت داشت ... هرگاه به روستاهاى اطراف مى رفت با خود نان و ماست و... بر مى داشت و به هر ده كه مى رسید، قرائت نماز و مسایل مورد نیاز را به مردم یاد مى داد و آن گاه به آبادى دیگرى مى رفت و همه حال خوراكش از خودش بود و از غذاى مردم پرهیز مى كرد.

آنان كه مثل انبیا - علیهم السلام - مأمور تبلیغ هستند و بدون چشم داشت و منت ، كار آن ها را انجام دهند، خدا مى داند چه مقامى دارند! البته در صورتى كه عالم بما یفعل و یترك و عمال بما یأمر و ینهى [= به آن چه باید عمل و ترك شود، آگاه باشد؛ و به آن چه امر یا نهى مى كند، عمل كند.] باشند. اگر كسى تشخیص بدهد كه به این كار اقدام كند و عالم و عامل باشد و با نشر علم، شكرانه اش را ادا كند، باید از شادى كلاهش را به عرش ‍ بیندازد. [3]

 

اهمیت منبر، روضه و عزاداری و شرایط آن

 منبرىِ با اخلاص

 در رشت، یك اهل منبر بود كه مى گفت: وقتى بالاى منبر مى روم اول به امام حسین - علیه السلام - سلام مى دهم ، اگر جواب مرا داد، منبر را ادامه مى دهم ، وگرنه از مردم عذرخواهى مى كنم و به پایین مى آیم. شخصى از او سۆال كرد كه چه كار كردى كه به این مقام رسیدى؟ گفت: یك مجلسى بود و دو تا منبرى دعوت كرده بودند؛ یكى من بودم و یكى دیگرى. آن منبرى، قبل از من به منبر رفت. و من در دل گفتم: طورى باید صحبت كنم كه منبر او را خراب كنم، ولى با نفس خودم مبارزه كردم و تا چهل روز به منبر نرفتم و خداوند این عنایت را به من كرد. [4]

اهمیت منبر رفتن

سۆ ال : گاهى انسان به خود اجازه منبر رفتن نمى دهد، چون مى داند به تمام آنچه مى گوید، عمل نمى كند. آیا این كار درست است ؟

جواب : یك نفر را به راه آوردن ، یك سنى را شیعه كردن ، یك كافر را مسلمان نمودن ، از اهم واجبات است ، چه ربطى به فاسق بودن انسان دارد؟! از این گذشته، آن چه را كه دیگران نمى توانند بگویند، مانند فضایل اهل بیت - علیهم السلام - [بگوید] تا گفتارش بر خلاف كردارش نباشد. 

چرا روضه نمى خوانى ؟

زمانى آقاى شیخ هادى خراسانى - رحمه الله - [در] ایام فاطمیه، پیغمبر - صلى الله علیه و آله و سلم - را در خواب مى بیند، حضرت به ایشان مى فرماید: چرا روضه نمى خوانى؟ مگر مجالس عزا را نمى بینى؟!

هم چنین ایشان در ایوان طلاى حضرت امیر - علیه السلام - نگاه مى كند و مى بیند حضرت فاطمه - علیهاالسلام - دست به پهلو گذاشته و به مجلس ‍ روضه وارد مى شود. مى رود و مى بیند شیخ محمد على خراسانى - رحمه الله - ظاهراً در منزل آقا سید ابوالحسن اصفهانى و یا مرحوم میرزاى نائینى - رحمهما الله - بالاى منبر است. [5] 

مرجعیت یا منبر؟

آقا شیخ هادى خراسانى - رحمه الله - كه از علماى عصر ما محسوب مى شد، و شاید بنده او را ندیده باشم، مقامش عالى است و كتاب هایى تصنیف نموده است، اما این كه از كتاب هاى ایشان چیزى طبع شده یا نه؟ اطلاعى ندارم. او مى گفته است: بعد از مرحوم آقا سید محمد كاظم یزدى جهت تدریس دورم جمع مى شدند، ولى من به جهت صعوبتِ امر و عظمتِ تكالیف، از پست تدریس و مقام ریاست و مرجعیت كناره گیرى كردم.

زیاد بوده اند از میان علما، كسانى كه زیر بار مرجعیت و ریاست نرفتند، و شاید بعضى از آن ها خود را از دیگران اعلم مى دانستند!

هم چنین ایشان مى گفته است: حضرت رسول - صلى الله علیه و آله و سلم - را خواب دیدم كه به من فرمود: چرا مرجعیت را قبول نمى كنى ؟

عرض كردم : سنگین و سخت است . فرمود: پس منبر برو، اما با سه شرط:

اول این كه: هر جا وعده دادى ، تخلف نكن !

دوم این كه: هر چه بابت منبر به تو دادند بگیر و به كم و زیادش كار نداشته باش .

سوم این كه: اگر روى منبر بودى و در اثناى سخنرانى تو در مجلس پذیرایى كردند و چاى، آب، شربت یا چیز دیگرى دادند، ایراد مگیر و ناراحت مشو.

ناقل این مطلب یكى از منبرى هاى خوب تهران بود كه منبرش را دیده بود و مى گفت: اگر بگویند منبرش مثل آقا میرزا هادى خراسانى یا بهتر بود و یا هست ، بشنو و باور نكن! [6]


مستحب و هزار واجب !

معلوم مى شود نماز شب، مستحبى است نظیر روضه خوانى، كه وقتى در زمان رضاخان منع كردند، یكى از اصحاب و اطرافیان حاج شیخ عبدالكریم حایرى - رحمه الله - به ایشان عرض كرد: چیزى نیست، روضه خوانى یك عمل مستحب است كه پهلوى آن را منع كرده است. حاج شیخ - رحمه الله - فرمود: بله مستحبى كه هزار واجب در آن است.

خدا مى داند كه چه قدر احكام واجب و چه چیزهایى از حالات، سیره و كلمات سیدالشهداء و سایر معصومین - علیهم السلام - كه در مقدمه روضه نقل مى شود، سبب تقویت دین و موجب افزایش ایمان مردم است! [7]

 

افضل مستحبات

حجت الاسلام سید محمد باقر شفتى - رحمه الله - به نماز شب بسیار معتقد بود و بیش از سایر مستحبات به آن اهمیت مى داد، به خلاف مرحوم سید بحرالعلوم كه صبر مى كرد تا هوا مقدارى روشن شود و آن گاه نماز صبح را مى خواند. حجت الاسلام سید محمد باقر شفتى - رحمه الله - در اصفهان، درست اول فجر نماز صبح را به جماعت اقامه مى نمود؛ با این كه اگر نماز جماعت را به تأخیر مى انداخت، افراد بیشترى حاضر مى شدند؛ ولى ایشان دستور مى داد دو عادل بالاى مناره بروند و پس از مشاهده طلوع فجر، بلافاصله اذان صبح بگویند. به ایشان گفتند: چرا مقدارى صبر نمى كنید تا جمعیت زیادى براى درك فیض جماعت حاضر شوند؟ در جواب فرمودند: در میان مستحبات، افضل از نماز شب سراغ ندارم. لذا ایشان براى این كه مردم نماز شب را به جا آورند، این چنین چاره اندیشى نموده بود كه به دو نفر شخص عادل دستور داده بود تا به طور دقیق وقت فجر تعیین شود و كسانى كه در نماز جماعت حاضر مى شوند، پیش از فجر بیدار شوند و نماز شب بخوانند؛ بدین ترتیب، قطعا كسانى كه در نماز جماعت ایشان شركت مى كردند نماز شب را هم مى خواندند و با این كار مردم را به نماز شب وادار مى كرد.

بنده، خیال مى كنم فضیلت بُكاء [= گریه] بر سیدالشهداء بالاتر از نماز شب باشد؛ زیرا نماز شب، عمل قلبى صرف نیست بلكه كالقلبى است، ولى حزن و اندوه و بُكاء، عمل قلبى [8] است به حدى كه بُكاء و دمعه [= اشك چشم] از علایم قبولى نماز وَتر است. [9]

 

اثر یك منبر

نقل كرده اند: در اثر یك منبر عالمى، چهار هزار نفر شیعه شدند. كسى كه این گونه بیان داشته باشد، در ثواب، از مراجع بالاتر است ، زیرا در روایت آمده است :

لأن یهدى الله على یدیك رجلا، خیر مما طلعت علیه الشمس و غربت [10]

اگر خداوند، یك نفر را به وسیله تو هدایت كند، قطعا بهتر از تمام آن چه آفتاب بر آن مى تابد و غروب مى كند، خواهد بود. خدا مى داند هدایت نفوس چه قدر ارزش دارد. البته نباید از اولِ كار، چنان بارِ تكلیف را سنگین كرد كه طرف مقابل از مذهب بیزار گردد و «أدخله فى شىء، أخرجه منه» [11] او را از آن چیزى كه در آن وارد نموده بود، خارج كرد، صدق كند؛ بلكه باید با رفق و مدارا رفتار نمود.

در هر حال مرحوم آقا میرزا حبیب الله رشتى [12] كه خیلى معتقد بوده و از روى ایمان، مطالب را تحصیل مى كرده است پیشانى آن آقا [= عالمِ مذکور در صدر حکایت] را بوسید و گفت: «حاضرم همه ریاضت هایى را كه كشیدم به تو بدهم و در عوض، ثواب این یك منبر را به من بدهى».

خدا كند آثار قیّمه [= پر ارزش] و گرانبهایى را كه بالوارثه داریم [= به میراث داریم]، اختیارا از دست ندهیم و گرگ ها از دست ما نگیرند! [13]

                                                                                                                                           

{نکاتی در نقل مطالب و وقایع} بیان یقینیات

در وقت تبلیغ، باید سعى كنیم یقینیات قرآن و عترت را نقل كنیم و به مسموعات [= شنیده های] خود، بدون مراجعه به دلیل یا كتاب، اكتفا نكنیم، و حداقل به همان كتابى كه از آن نقل مى كنیم، استناد دهیم.

وقتى ما وارد كربلا شدیم، مرحوم آقا میرزا هادى خراسانى - كه بعد از مرحوم آقا سید محمد كاظم یزدى شایسته مرجعیت بود ولى قبول نكرد كه مرجع بشود - فوت كرده بود، ولى چه آثار و بركاتى از ایشان نقل و ذكر خیر مى شد كه چگونه در مقتل حسینى - علیه السلام - و دیگر موضوعات، مطالب را با دقت نظر و با استناد به دلیل بیان مى كرده است. [14]

آقا میرزا هادى خراسانى (رحمه الله):

وقتى ما وارد كربلا شدیم ، در كربلا و نجف در زمینه مَقاتل ائمه - علیهم السلام - و موضوعاتى كه مورد یقین نبود، نظرات آقا میرزا هادى خراسانى - رحمه الله - معتبر و مسموع و قابل قبول بود، چرا كه نظر خود را در مطالب اختلافى با ادله محكم و مستدل بیان مى كرد و این مسأله از عجایب و غرایب بود.

از جمله، اهل منبر، جریان طفلان مسلم، و چگونگى شهادت آن دو بزرگوار را از قول او نقل مى كردند.

متأسفانه با آن همه زحمات و جمع آورى اسناد و دقت در گفتار و با این كه ایشان در اعلمیت، حایز مقام مرجعیت بودند، اصلا معلوم نیست، مطالب ایشان، گفتارها و دست نوشته هایش ضبط و جمع آورى شده باشد. [15]

 

منبر فقط با روایت

در مدرسه شیرازى سامرا كه بغدادى ها و اهالى كاظمین در سوم رجب (روز وفات امام هادى - علیه السلام-) روضه داشتند، واعظى پیرمرد - كه سیدى لاغر اندام، بلند بالا و مورد اهمیت فراوان بود - به منبر رفت، واقعا منبرى بود، تمام منبر او روایات بود! بنده نه قبل از او، و نه بعد از او مانند او را ندیده ام. از اول تا آخر سخنرانى اش، كلمه اى غیر از روایت در منبر نگفت و خیلى تحفّظ داشت [= مراقب بود] كه از روایت، تعدّى  نكند [= تجاوز نکند و پا را فراتر نگذارد]. هرگاه روایتِ مشكل مى خواند، بلافاصله با روایتى دیگر، آن را توضیح و شرح مى داد و معناى روایت را نیز با روایت بیان مى كرد. نوعاً هم به تناسب، روایات كوتاه و قصار مى خواند. واقعاً كمال است كه انسان یك ساعت صحبت كند و از خود هیچ نگوید! و الان تعجب مى كنم كه او مصیبت را چگونه خواند!

بله، عكسش را هم دیده ایم كه در منبرى حتى یك روایت هم نبود، جز این كه آمریكا چنین و شوروى چنین! ما هنوز خوابیم، چه طور نعمت هایى را كه در اختیار داشتیم [= قرآن و عترت و علماى دین ] به واسطه ناسپاسى و كفران از دست دادیم. مگر این كه از اروپا براى ما خبر بیاید كه آن چه در خانه دارید، گنج است! [16]

 

منبر با كتاب

رسم بر این است كه اهل علم و روضه خوان ها در بالاى منبر مطالب را از روى كتاب نخوانند، و این [= رسمِ نخواندن از روی کتاب]، خلافِ احتیاط است، مخصوصا در نقلِ روایات و به خصوص در ماه رمضان.

مى شنیدیم كه مرحوم آقاى حاج شیخ عباس قمى [17]، هنگامى كه در مشهد اقامت داشت، در بالاى منبر از روى كتاب مى خوانده، ولى در نجف اشرف بدون كتاب منبر مى رفته است.

آقا شیخ مهدى واعظ خراسانىِ  معروف - رحمه الله - كه در این كار متبحر بود، و در زمان رضا پهلوى از ایران خارج شده بود و در مدرسه ما [= مدرسه سید محمد كاظم یزدى واقع در نجف اشرف] حجره داشت ، بعد از هفتاد سال سابقه كار، براى رفتن به منبر، مقید به مطالعه بود، مانند مدرّسى كه مى خواهد درس بدهد!

هیچ كارى نیست كه احتیاط در آن، پشیمانى در پى داشته باشد. [18]

 

دقت در نقل

در نقل جریانات امام حسین - علیه السلام - خیلى باید دقت شود، چه بسا بسیارى از آن چه گفته مى شود درست نباشد، هرچند عَیانِ آن چه واقع شده، فجیع تر از سماع آن است! به عكس جهان آخرت است، كه عَیانِ آن، بهتر و لذت بخش تر از سماع آن است. [19]

مصیبت هاى واقعى، از دروغ هایش بیشتر است !

از آن آقاى مرجع - حالا راست است یا نه ، نمى دانم - نقل كرده اند كه «اصل در روایاتِ معجزات، كذب است». روایات معجزات، كذبش هم دون ما هو الواقع است [=دروغش از آن چه رخ داده ، كمتر است]. كذب، خیلى داخل فضائل امیرالمۆمنین است، ولى هر كذبى بخواهند بگویند، از واقعِ امر، كمتر است. بهتر همان است كه بگوییم: «همانى كه خودشان، براى خودشان معتقدند، ما هم بر آن معتقد هستیم».

قضایاى سیدالشهداء - علیه السلام - هم همین طور است. واقعش ‍ [= مصیبت هاى حقیقى] از همه این اكاذیب، بالاتر است. واقعش، چیزى است كه مسلمان ها در خواب نمى دیدند! حتى بعضى از افراد مهمِ آن زمان گفتند: «فعلوا؟!» [یعنى آیا] راستى این كار شده است ؟!

ولى تا ممكن است، انسان باید از مدارك صحیح، خارج نشود. [20]

                                                                                                                                        

{دقت درحواشی مسائل ترویجی} بلندگوها!

بلند كردن صداى بلندگوهاى مساجد و روضه خوانى ها، اگر به اندازه اى باشد كه هركس بخواهد بخوابد، بتواند بخوابد، اشكال ندارد. در غیر این صورت، یعنى اگر بلند كردن صداى بندگو به اندازه اى كه هر كس بخواهد بخوابد، نتواند بخوابد، خلاف سیره متشرعه است؛ زیرا ممكن است در اطراف مسجد یا تكیه، فردى مبتلا به مرض قلبى باشد و یا شخصى غیر مریض، در اطراف باشد كه بخواهد فرداى آن روز سر كار برود و نتواند بخوابد، آیا مزاحمت او كه مى خواهد روزى عایله [= زن و بچه و نان خور ها] خود را تأمین كند، اشكال ندارد؟!

اگر انسانِ مسلمان، بخواهد متمدن به تمدن اسلام باشد و دیگران را به حقایق اسلام دعوت كند، یا افراد مسلمان را در اسلام برقرار و ثابت نگاه دارد كه به بلاد مختلفه كفر فرار نكنند، باید كاملا حقوق و حدود اسلامى را بشناسد و به آن ها عمل كند. شاید ایجادِ این گونه مزاحمت ها، حتى براى فردِ غیر مسلمان هم از ما جایز نباشد.

با رعایت اخلاقیات و رفتار صحیح اسلامى، افراد غیر مسلمان هم به اسلام و مسلمان ها گرایش پیدا مى كنند. [21]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت ها:

[1] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 345.

[2] حضرت آیت الله حاج شیخ غلامرضا یزدى (1338-1295 شمسى): صاحب كتاب هایى چون: مفتاح علوم القرآن، ترجمه نماز و...

[3] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 233.

[4] نكته هاى ناب: 144.

[5] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 2: 408 .

[6] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 258.


[7] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 218.

[8] در روایت، از امام جواد - علیه السلام - آمده است: القصد الى الله تعالى بالقلوب أبلغ من إتعاب الجوارح بالأعمال؛ آهنگ خدا نمودن با دل، از خسته كردن اعضا و جوارح با أعمال (غیر قلبى) رساتر است.

بحارالانوار 67: 60 و 75: 363؛ كشف الغمة 2: 368.

[9] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 216.

[10] الكافى 5: 28 و 36؛ التهذیب 6: 141؛ وسائل الشیعة 15: 42؛ بحارالانوار 21: 361 و 97: 34.

[11] الكافى 2: 42؛ وسائل الشیعة 16: 160، بحارالانوار 66: 161.

[12] فقیه بزرگ، حبیب الله بن محمد على نجفى رشتى (1312 - 1234)، صاحب تألیفات بسیار، از جمله بدایع الافكار.

[13] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 130.

[14] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 2: 130

[15] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 49.

[16] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 251.

[17] شیخ عباس محمد رضا قمى (1359 - 1294): صاحب «مفاتیح الجنان» و تألیفات دیگر.

[18] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 1: 59.

[19] شنیدن كى بود مانند دیدن! در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 2: 130.

[20] گوهرهاى حكیمانه : 65.

[21] در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت 2: 22.

منبع: پایگاه اینترنتی مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت – قدس سره -









</a></center></div> 
</div>
<div class=

نظرات

#
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

  • Test 2
  • Test 3

وبسایت اطلاع رسانی رهبر انقلاب

بالا