تبلیغات
پایگاه فرهنگی رسانه ای رسّام - عزاداری و نکاتی متناسب با ایام محرم از دیدگاه آیت الله صافی گلپایگانی (مدظله العالی) _ قسمت دوم RASSAM MEADIA جیمی نت Code Center
  • عنوان عکس 1
  • عنوان عکس 1
  • عنوان عکس 2
  • عنوان عکس 3
دریافت کد اسلایدر

تبلیغات

عزاداری و نکاتی متناسب با ایام محرم از دیدگاه آیت الله صافی گلپایگانی (مدظله العالی) _ قسمت دوم

عزاداری  و نکاتی متناسب با ایام محرم از دیدگاه آیت الله صافی گلپایگانی (مدظله العالی) _ قسمت دوم

درباره عزاداری و معارف مربوط به حضرت سید الشهداء – علیه السلام - و تبلیغ و مسائل پیرامونی، دقت‌ها و نکاتی در فرمایشات علماء دیده می‌شود که برادرانی که به این امور اهتمام دارند، علی الخصوص طلاب و مبلغینی که در این حرکت عظیم تبلیغی، که به برکت خون سید الشهداء – علیه السلام – در ماه‌های محرم و صفر جریان دارد، شرکت دارند، از مرور و توجه به آنها بهره‌ها می برند. از این میان، برخی نکات که مراجع بزرگوارمان، به مناسبت، بیان کرده‌اند، جایگاه ویژه‌ای دارد. آنچه در پی می‌آید، نکاتی است که توسط آیت الله حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی در ارتباط با این موضوعات (به مناسبت پرسش‌های مطرح شده) بیان شده و به مناسبت فرا رسیدن ایام عزاداری سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدااله الحسین – علیه السلام – از جلد دوم از مجموعه معارف دین که در پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر این مرجع بزرگوار منتشر شده. از خدای متعال توفیق توجه و عمل به رهنمودهای علمای والامقام که همواره مرزبان حدود شریعت و دعوت‌کننده به حق بوده‌اند، خواستاریم.

توضیح در مورد عبارت «و بالبرائة ممّن قاتلك ...» در زیارت عاشورا

- در مفاتیح الجنان و سایر جزواتی كه بر اساس این كتاب تهیه شده، عبارت «و بالبرائة ممّن قاتلك و نصب لك الحرب» در حاشیه عبارت «انّی أتقرّب الی الله و الی رسوله و الی أمیرالمومنین و الی فاطمة و الی الحسن و الیك بموالاتك و بالبرائة ممّن أسّس ذلك ...» نوشته شده است. از آنجا كه به نظر می‌رسد عبارت «و بالبرائة ممّن أسّس أساس ذلك» بدون آنچه در حاشیه آمده، صحیح نمی‌باشد و در ضمن در كتبی همچون كامل الزیارات ابن قولویه (ره) و مصباح المتهجّد شیخ طوسی (ره) عبارت «و بالبرائة ممّن قاتلك و نصب لك الحرب» در متن زیارت آمده است، آیا این عبارتِ حاشیه، جزء زیارت بوده و قرائت آن لازم است؟ یا به عنوان نسخه بدل باید در حاشیه باقی بماند و قرائت آن لازم نیست؟

ج. بر حسب آنچه كتاب مصباح و كامل الزیارات و كتابهای دیگر كه از این دو كتاب، زیارت شریفه عاشورا را نقل كرده‌اند، عدم صحّت متن مفاتیح الجنان در این فقره استفاده می‌شود.

مضافاً به این كه بر حسب متن مفاتیح، قرار داشتن جمله «و بالبرائة ممّن أسّس أساس ذلك» بعد از فقره «انّی اتقرّب الی الله ...» اگر چه معلوم است كه مشار الیه «ذلك» ظلم و جور بر اهل‌بیت - علیهم السلام - است در ظاهرِ لف1 تهافت‌مانند است، زیرا ذلك كه باید بر حسب قاعده، جمله ماقبل، مشارالیهِ آن باشد كه به قرینه جمله ماقبل آن را باید مشار الیه آن دانست ولی اگر فقرات زیارت بر حسب كتاب مصباح و كامل الزیارات و كتابهایی كه از آنها نقل كرده‌اند باشد، كلام تامّ و مطابق با ذوق ادبی و موازین است.

توضیح در مورد عبارت «و ابدأ به اولاً...» در زیارت عاشورا

- همچنین در دو كتابِ یاد شده، یكی از فقرات زیارت عاشورا به این شكل ذكر شده است «... وابدأ به أوّلاً ثمّ الثّانی و الثّالث و الرّابع ...» با توجّه به اینكه ثانی و ثالث در این عبارت به همراه «ال» آمده و در كتاب مصباح كفعمی نیز «الاول» به عنوان نسخه ذكر گردیده، این احتمال وجود دارد كه عبارت صحیح «... وابدأ به الأوّل ثمّ الثانی...» باشد.

در ضمن در مقامات حریری آمده است كه مواردی همچون اول، بعد، قبل و... كه ظرف هستند، به ضمه خوانده می‌شوند، مگر در حالتی كه به چیزی اضافه شده باشند. در این صورت باید عبارت فوق را چنین خواند «و ابدأ به اول ثم الثانی و الثالث» نظر مبارك در این زمینه چیست؟

ج. عبارت كامل الزیارات غیر از این است و جمله «و أبدأ...» در آن نیست، و لفظ مصباح این است:« و أبدأ به أوّلاً ثمّ الثّانی ثمّ الثّالث ثمّ الرّابع» و اصل و اعتبار بر مصباح شیخ است، اگرچه بعض شارحین فرموده است در بعض نسخ مصباح كه ظاهراً مرادش مصباح شیخ است «وابدأ به الأوّل» است اظهر است لاتحاد النظم و السیاق و لذا كتبناه فی المتن و جعلناه اصلاً و كتبنا المنوّن فی الهامش.

بدیهی است مجرد حفظ اتحاد نظم و سیاق موجب جعل آن در متن نیست اگر (أوّلاً) در نسخ معتبره موجود باشد.

اما حریری چنان‌كه علامه ادیب صاحب كتاب شفاءالصدور بیان كرده است و اولاً را در مثل «وابدأ به أوّلاً» به قول شاعر قیاس كرده است كه گفته است:

لعمرك ما ادری و انی لا وجل

علی اینا تغدو المنیة اول

غفلت از این كرده است كه ضم در اینجا مبنی بر این است كه اسماء لازمةالاضافة، اگر مضاف‌الیه آنها لفظاً محذوف باشند و معناً مراد باشند مبنی بر ضم می‌باشند، چنان‌كه اگر مضاف‌الیه مذكور یا لفظ آن در تقدیر باشد در این صورت معرب است بدون تنوین مثل ابدأ به من اول و همین جمله «خصّ أنت أوّل ظالم» و اما اگر نه لفظ مضاف‌الیه و نه معنی مراد باشد و مقصود مثل «قبل ما» و «بعد ما» باشد، در این‌صورت منصوب و منوّن است مثل «و ساغ لی الشراب و كنت قبلاً» و مثل «ابدأ به اولاً» و اولا در «و ابدا به أوّلاً» بدون مضاف‌الیه است لا لفظاً و لا معنیً و تنوین برای تنكیر است.

بناءً علی ما ذكر، محتمل این است كه نسخه بدل (و ابدأ به الاول) از كسی باشد كه (و ابدأ به اولا) را غلط گمان كرده و به گفته صاحب شفاءالصدور از این غفلت كرده است كه با اعتبار سند این زیارت، بلكه قطعیت او بین شیعه و این كه آن، كلام همه ائمه - علیهم السلام - بلكه حدیث قدسی است و تطابق جمیع نسخ بر این، چه اعتنایی به قول حریری است.

تكرار بعضی از فقرات زیارت عاشورا

- در مجالس عمومی قرائت زیارت عاشورا مرسوم است كه برخی از فقرات این زیارت را چند مرتبه تكرار می‌كنند آیا این كار مشكلی ندارد؟

ج. آنچه بالخصوص در این زیارت وارد است یك مرتبه است ولی تكرار آن بدون قصد ورود برای حصول حالِ توجهِ بیشتر، بقدری كه موجب خروج از صورت قرائت زیارت عاشورا نشود، مانعی ندارد.

خواندن زیارت عاشورا بدون صد لعن و سلام

- آیا خواندن زیارت عاشورا بدون صد لعن و سلام، ثواب و اثری دارد یا حتماً باید زیارت به همراه صد لعن و صد سلام خوانده شود.

ج. ترتب ثوابهای خاصی كه در روایات مربوط به زیارت عاشورا وارد است، توقف دارد بر خواندن آن بنحوی كه وارد شده و مأثور است و خواندن آن بقصد مطلق زیارت حضرت سیدالشهداء - علیه‌السلام و كحّل الله ابصارنا بتراب مقدم زائریه - كه اجر و ثواب بسیار دارد، موجب ترتّب آن ثوابهایِ عام است.

گفتن عبارت «مأة مرة» به جای خواندن صد لعن و سلام

- مواقعی كه فرصت خواندن صد لعن و صد سلام را نداریم آیا می‌توانیم بجای خواندن صد مرتبه لعن و سلام به گفتن عبارت «مأة مرة» یا «تسعاً و تسعین مرة» پس از قرائت لعن و سلام قناعت كنیم؟

ج. چنان‌كه گفته شد ترتّب ثوابهای خاص، متوقف بر زیارت بنحو مأثور است ولی خواندن زیارت عاشورا به این نحو، بقصد استحبابِ مطلقِ زیارت، اشكال ندارد.

آیا صد لعن و سلام باید در یك مجلس گفته شود؟

- آیا لازم است صد لعن و سلام در یك مجلس خوانده شود؟

ج. شك نیست كه در ترتبِ كمال ثواب، در یك مجلس خواندن، معتبر است ولی می‌توان گفت كه این‌گونه شرایط و رعایت بعض آداب به عنوان تعدّد مطلوب و مستحب در مستحب است، هر چه بیشتر رعایت شود اجر و ثواب و فضیلت آن بیشتر است و اگر امر دایر شود بین ترك مطلق زیارت با خواندن آن در مجالس متعدّد، در مجالس متعدد خوانده شود. هرچند بهتر این است كه بقصد و نیت استحبابِ مطلق بخواند.

آیا خواندن دعای علقمه پس از زیارت عاشورا لازم است؟

- در روایت صفوان آمده است برای رفع حوائج خود، زیارت عاشورا و دعای پس از آن (دعای علقمه) را بخوانید. آیا همواره خواندن دعای علقمه پس از زیارت عاشورا لازم است؟

ج. لازم نیست. یعنی ترتّب ثواب بر اصل زیارت عاشورا مشروط به این دعا نیست ولی ترك آن با ثوابهای بزرگی كه صفوان از حضرت صادق - علیه‌السلام - روایت كرده سزاوار نیست و آخر دعوانا الحمدلله ربّ العالمین و صلی الله علی سیدنا ابی القاسم محمّد و آله الطاهرین سیما مولانا الذی بذل مهجته فی الله حتی استنقذ عباده من الجهالة و حیرة الضلالة سید الشهداء مولانا ابی عبد الله الحسین علیه‌السلام و علی سیدنا صاحب العصر و ولی الزمان بقیة الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم اجمعین.

كیفیت قرائت زیارت عاشورا در ایام سال

- برخی بر این عقیده‌اند كه چون زیارت عاشورا در روز دیگری غیر از روز عاشورا خوانده شود، باید به جای «انّ هذا الیوم یومٌ تبرّكت ...» چنین خواند: «ان یوم عاشورا یوم تبركت ...» آیا این عقیده درست است؟

ج. این نظر، نظر شریف علامه مجلسی - رضوان الله تعالی علیه - است كه در بحار می‌فرماید «قوله علیه‌السلام : ان تزوره فی كل یوم هذه الرخصة تستلزم الرخصة فی تغییر عبارة الزیارة كأن یقول: اللهم ان یوم قتل الحسین علیه‌السلام یوم تبركت به، و قال بعض الشارحین و هذا هو الحق الذی لابد منه و لامحیص عنه.

و حقیر هم همین نظر را تأیید می‌كنم و اگرچه مولف كتاب شفاءالصدور اصرار ورزیده است كه به همان عبارت «اللهمّ انّ هذا یوم» خوانده شود، و فرموده است كه اینجا مثل «اسماعیل یشهد ان لا اله الا الله» نیست و به روایت عبدالله بن سنان و دعاء غریق كه در كتاب شریف كمال الدین روایت شده است و به روایت اسماعیل بن الفضل كه در خصال روایت است و بر حسب آن اسماعیل بر «یحیی و یمیت» (و یمیت و یحیی) را افزود امام - علیه‌السلام - فرمود «لا شك فی ان الله یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و لكن قل كما أقول» یعنی شكی نیست كه خدا زنده می‌كند و می‌میراند و می‌میراند و زنده می‌كند و لكن چنان‌كه من می‌گویم بگو و هم‌چنین به روایت علاء بن كامل كه در كافی روایت شده است، استشهاد می‌نماید كه علاوه بر ذكری كه امام - علیه‌السلام - به او تلقین كردند «بیده الخیر» را اضافه نمود، به او هم حضرت صادق - علیه‌السلام - فرمودند كه خیر بدست او است ولی چنان‌كه من می‌گویم بگو.

اما با كمی دقت معلوم می‌شود كه مسأله با این مواردی كه در این روایات است فرق دارد، و به همان «اسماعیل یشهد ان لا اله الا الله» شبیه‌تر است.

البته تصرف در متون اخبار و الفاظ احادیث، مخصوصاً ادعیه و زیارات جایز نیست و معایب بسیار دارد و در مقام نقل روایت باید در مثل همین مورد را نیز عیناً با لفظ «اللّهم انّ هذا یوم...» روایت نمود و مثل اسماعیل یشهد ان لا اله الا الله را نیز با عین همین لفظ باید روایت كرد، اما در مقام عمل به روایت باید بر كفن هر كس اسم خودش نوشته شود و اسم اسماعیل صحیح نیست.

اما آنچه را كه صاحب شفاء الصدور به فرمایش خود از اهل حكمت برهانیه و اصحاب حكمت ایمانیه نقل فرموده اصلاً قابل استناد و حجت شرعی نیست كه در این جا مجال بحث از آن نیست و ظاهر این است كه بر حسب این بیان در مقام قرائت زیارت در غیر روز عاشورا جمله «و هذا یومٌ فرحت» بمثل «وهو» تبدیل شود ولی «و فی هذا الیوم و فی موقفی هذا» به همان لفظ قرائت شود. چنان‌كه از این بیان هم معلوم شد كه اگر خواننده دعای بعد از زیارت زن باشد باید الفاظ مشتقِ مذكر را به تأنیث بخواند مثل زائراً و متوسلاً و منتظراً و تائباً و حامداً را زائرة و متوسلة و ...مخفی نماند كه در توجیه قرائت به لفظ مأثور در غیر روز عاشورا، بعضِ وجوه گفته شده كه نمی‌توان بر آنها اعتماد نمود مثلاً یكی از شارحین از بعض مشایخ خود كه او را از اكابر و اعاظم بلكه از اوتاد و اطواد معرفی نموده، نقل نموده كه اصرار بر اشاره بخصوص روز زیارت در غیر روز عاشورا نموده است و عین كلام او بفارسی بر حسب نقل این شارح این است:

«شبهه‌ای نیست در اینكه از روز وقوع این حكایت جانسوز از برای بنی‌امیه تا مدت مدیده هر روز، روز شادی و هنگام مبارك‌بادی بوده پس اگر نسبت به ایام هفته ملاحظه كنی هر روز، روز تبرك ایشان است بلكه نسبت به سال اگر ملاحظه كنی به یك ملاحظه چنین خواهد بود پس اگر هذا اشاره كرده شود به خود همان یوم غیر عاشورا صحیح خواهد بود چنان‌كه تجویز امام علیه‌السلام نیز ظاهر در این است و كاشف از این است كه هر روز به اعتباری محل تبرك ایشان واقع شده و می‌شود، و می‌توان توجیهی ادقّ از این نمود و آن این است كه هر یك از این ایام هفته لا محالة روز عاشورا اتفاق افتاده به این اعتبار كه یوم عاشورا یوم تبرك ایشان است هر یك از این ایام هفته یوم تبرك ایشان واقع شده الخ».

چنانكه ملاحظه می‌شود هر دو وجهی كه برای اشاره بودن «هذا یومٌ» به روز زیارت در غیر روز عاشورا تصور شده مقبول نیست اما وجه اول برای اینكه در صورتی وجیه است كه جمله (تبركت فیه) باشد و با «تَبَرَّكَت  بِهِ» موجه نیست.

و اما وجه دوم اینكه گفته شود «هذا» به روز زیارت غیر روز عاشورا از این جهت اشاره می‌شود كه هر یك از ایام هفته در طی سالهایی كه بر روز عاشورا گذشته مصداق روز عاشورا شده است و چنان‌كه در آن سال به خصوص آن روز اشاره صحیح بوده است در طول سال هم به همین مناسبت كه یكی از افراد و مصادیق مثلاً چهارشنبه یا سه‌شنبه با روز عاشورا متّحد بوده به صدها و هزارها روزهای چهارشنبه كه هر كدام فرد و مصداق مستقل روز چهارشنبه می‌باشند اشاره شود و آن روز را «یوم تبرّكت به بنو امیه» بخوانیم. هر كس قریحه ادبی و ذوق سلیم داشته باشد می‌فهمد كه این‌گونه مناسبت‌سازی و همه روزها را روز مبارك‌باد بنی امیه قرار دادن، قابل قبول نیست.

به هر حال پرداختن به این توجیهات بیشتر از این شاید اطاله وقت باشد و نظر خالی از تكلّف، همان نظر علامه مجلسی – رحمه‌الله - است. نهایت امر اگر كسی بخواهد احتیاط كند و در غیر روز عاشورا علاوه بر جمله مثل یوم قتل الحسین – علیه‌السلام - جمله «انّ هذا یوم» را هم بگوید اشكال ندارد.

دلیل قیام سید الشهداء علیه‌السلام

- دلیل قیام امام حسین - علیه‌السلام - از نظر شما چیست؟

ج. دلیل این مطلب در كتب مفصّله مشروحاً بیان شده. می‌توانید به كتب مربوطه در این مورد از جمله كتاب «پرتوی از عظمت حسین علیه‌السلام» تألیف حقیر مراجعه نمائید. مضافاً بر اینكه امام و پیغمبر خودشان دلیلند و فعلشان مثل قولشان دلیل است آفتاب آمد دلیل آفتاب .والله العالم

آیا آگاهی از دلیل قیام سید الشهداء - علیه‌السلام - امری تقلیدی است

- آیا اعتقاد به موضوعی به عنوان دلیل سید الشهدا علیه‌السلام برای قیام امری تقلیدی است یا می‌توان به شنیده‌ها اكتفا نمود و یا آنچه را عقلانی‌تر تشخیص دادیم دلیل قیام بدانیم؟

ج. این امر تقلیدی نیست. یك مسأله اعتقادی و مربوط به امام‌شناسی است و باید به كتب مربوطه، چنانكه در مسأله قبل گفته شد، مراجعه نمود تا مطلب چنانكه باید، بدست آید. والله العالم


جناب شهربانو مادر امام سجاد علیه‌السلام

- جناب شهربانو مادر امام سجّاد - علیه‌السلام - در چه سالی و چه دوره‌ای و در كجا وفات نمودند و قبری كه در حومه تهران بنام ایشان بنا شده است تعلق به آن جناب دارد یا نه؟

ج. راجع به مادر امام سجاد - علیه‌السلام - آنچه ظاهراً بزرگان بر آن اتفاق دارند جناب شهربانو بوده است و در این كه او در كربلا حضور نداشته و قبل از آن در همان اوان یا بعد از آن از دنیا رفته، شبهه نیست ولی روز وفات ایشان بالخصوص معین نیست.

این قسم تواریخ، نسبت به امهات سائر ائمه - علیهم السلام - نیز ضبط نشده است ولی در خصوص جناب شهربانو اگر در همان زمان زایمان وفات كرده باشند می‌توان زمان وفات آن جناب را همان زمان تولد فرزند عزیزش دانست. 

مادر حضرت علی اكبر علیه‌السلام

- جناب ام لیلا، مادر حضرت علی اكبر - علیه‌السلام - در واقعه كربلا حضور داشتند یا نه؟ اگر حضور نداشتند در مدینه بودند یا نه؟

ج. همچنین در مورد حضور مادر بزرگوار حضرت علی اكبر - علیه‌السلام - در كربلا و تاریخ وفاتش ابهام هست.

تدفین بدن مطهر امام حسین علیه‌السلام

- تدفین بدن مطهّر حضرت امام حسین - علیه‌السلام - در چه روزی و توسط چه كسانی صورت گرفت آیا امام سجّاد هم خود حضور داشتند یا نه؟

ج. حضور حضرت امام زین العابدین - علیه‌السلام - در مراسم دفن پدر بزرگوارشان حضرت سیدالشهداء - علیه‌السلام - و انجام نماز و دفن آن فخر بزرگ عالم انسانیت بوسیله حضرت سجاد - علیه‌السلام - بر حسب اعتقادات شیعه و روایات «و لا یلی امر الامام الا الامام» ثابت است. و بر حسب آنچه در بعض كتابهای مقتل آمده و مشهور است، این مراسم در روز سیزدهم محرم انجام شده و جمعی از طائفه بنی اسد نیز امام سجاد - علیه‌السلام - را در این برنامه یاری داده و همكاری كرده‌اند. 

طفل شیرخوارِ شهید در كربلا

- طفل شیرخوارِ حضرت، كه در عصر عاشورا به شهادت رسید چه نام داشت؟ آیا 6 ماهه بوده است یا بزرگتر؟ آیا لقب علی اصغر تعلّق به این طفل دارد یا لقب حضرت امام سجّاد - علیه‌السلام - می‌باشد؟ نظر مبارك را بیان فرمایید.

ج. اگر طفل شیرخوارِ شهید، واحد بوده ظاهراً نام شریفش عبدالله یا علی بوده است و اگر متعدد بوده باز هم اسمِ یكی از آنها علی بوده است ولی اصل شهادتِ طفلِ رضیع، مسلّم است.

تأكید می‌كنم در تفاصیلِ جزئیِ وقایعِ كلیِ تاریخی، اینگونه ابهامات هست و هر چه انسان دقیق‌تر بشود و بخواهد مشخص‌تر وقایع‌نگاری كند، مثلاً از لحاظ ایام هفته و ساعات روز و مكان وقایع تحقیق كند، اختلاف پیش می‌آید و غالباً تحقیق هم به جائی منتهی نمی‌شود. تاریخ همین است كه نقل شده است.

عائله و همسر حضرت علی اكبر علیه‌السلام

- حضرت علی اكبر - علیه‌السلام - كه اوّلین فرزند ذكور امام حسین - علیه‌السلام - بوده است، به نظر عدّه‌ای، در واقعه كربلا دارای عائله و همسر بوده است و تقریباً 25 سال سن داشته است. با توجّه به اینكه برادر كوچكِ او، امام سجّاد - علیه‌السلام - دارای فرزندی 5 ساله به نام امام محمّد باقر - علیه‌السلام - در كربلا بوده است نظر مبارك را بیان فرمایید.

ج. اگر چه بر حسب بعض روایات، آنحضرت اهل و همسر داشته است ولی همین كه از فرزند آن حضرت تاریخی در دست نیست شاید از شواهد این باشد كه آنحضرت از امام زین العابدین - علیه‌السلام - اصغر بوده است. 

مدفن حضرت زینب علیها السلام

مدفن حضرت زینب كبری - علیها السلام - در مدینه می‌باشد یا در شام و یا در مصر؟ نظر مبارك را بیان فرمایید با توجه به اینكه بازگشت حضرت زینب - علیها السلام - از مدینه به شام دلیل خاصی ندارد، بخاطر اینكه طبق نوشته تاریخ، به محض رسیدن اهل بیت - علیهم السلام - به مدینه، عبدالله بن حنظلة غسیل الملائكه و اصحاب او، یزید را از خلافت خلع كردند، بنی‌امیه را از مدینه بیرون كردند و همچنین اگر قبر آن بزرگوار در مدینه می‌باشد قبور شام و مصر متعلق به چه كسانی می‌باشد؟

ج. راجع به مشهد حضرت زینب - علیها السلام - كه هم در دمشق و هم در قاهره است هر دو مشهور و معروفند وعبیدلی نسابه در اخبار الزینبیات وفات آنحضرت را در قاهره می‌داند.

به هر حال این تعدد مقام - بعد از اینكه این دو مشهد هر دو بطور مسلم مظهر كرامات و معجزات بسیار حتی در زمان خود ما می‌باشند - به جائی ضرر نمی‌زند. هر دو منتسب به اهل بیت - علیهم السلام - و حضرت زینب - علیها السلام - می‌باشند.

در قاهره همه ساله در اول ماه رجب تا پانزدهم، برنامه بسیار وسیعی در مشهد زینب برگزار می‌شود كه حدود یك میلیون جمعیت در آنجا برای توسل و تقرب از همه اصناف حضور می‌یابند و به قول بعضی از خبرنگاران، آنچه انسان به عقل باور نمی‌كند در آنجا به چشم می‌بیند. در دمشق هم كه شاید خودتان مشرف شده باشید دیده‌اید.

به نظر حقیر همه این مشاهد مظاهر حقانیت اهل بیت - علیهم السلام - و عظمت شؤون آن بزرگواران می‌باشد.

چنانكه عقاد در موضوع اختلاف در مشهد الحسین همین را می‌گوید و می‌گوید این از اختصاصات امام حسین - علیه‌السلام - است كه در همه این مشاهد یاد و عظمت مقام آن حضرت تجلیل و تعظیم می‌شود.

مشهد امام حسین - علیه‌السلام - و مسجد امام حسین - علیه‌السلام - در قاهره، به قراری كه در كتابهای قدیم و جدید خوانده‌ام، در ظاهر از جهت اقبال مردم و توسل به آن، كمتر از كربلا نیست. آنجا هم مثل مشهد رأس الحسین - علیه‌السلام - در جامع دمشق محل زیارت و ظهور معجزات است، رزقنا الله زیارة جمیع تلك المشاهد و البیوت التی اذن الله ان ترفع و یذكر فیها اسمه یسبح فیها بالغدو والآصال.

مقاتل معتبر

- معتبرترین مقتل به نظر حضرتعالی كدام مقتل است؟ دو سه مورد بیان فرمایید.

ج. مقاتل معتبر، متعدد است. تعدادی از آنها را در فهرست مصادر كتاب پرتوی از عظمت حسین - علیه‌السلام - نوشته‌ام.

مطالب كتاب روضة الشهدا

- آیا كتاب روضةالشهدا و اسرارالشهادة كه حاوی مطالب تحریف شده درباره كربلا است را باید انكار كرد یا در برابر آن سكوت اختیار نمود؟

ج. ما حق نداریم نویسندگان كتاب مذكور را متهم به تحریف حادثه كربلا كنیم و نسبت به مطالبی كه در آنها درج شده آنچه كه محتمل الوقوع است و دلیل بر عدمِ آن نباشد، نمی‌توان انكار كرد و نویسنده را متهم به دروغ‌نویسی كرد و آنچه كه بر حسب دلیل مقطوع العدم باشد باید نقض شود. والله العالم

خصوصیات مداح اهل بیت علیهم السلام

- نظر حضرتعالی در مورد مدّاحی چیست؟ و یك مداح اهل‌بیت - علیهم السلام - چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟

ج. مداحی اهل‌بیت عصمت و طهارت - سلام الله علیهم اجمعین - چنانچه برای خدا باشد عبادت است و اجر عظیم دارد و به همین جهت مداح باید اهل تقوی و مقید باشد اشعاری كه می‌خواند خلاف واقع و دروغ نباشد و این عبادت را تا می‌تواند به قصد قربت انجام دهد تا از مثویات آن برخوردار شود، هرچند گرفتن مزد در برابر آن اشكال ندارد. والله العالم 

رمز موفقیت مبلغان دینی در حفظ ارزش‌های اسلامی

- به نظر حضرتعالی رمز اصلی موفقیت مبلغان دینی و روحانیون در حفظ ارزش‌های اسلامی چیست؟

ج. در مرحله اول از نظر معرفت و شناخت، مبلغان دینی باید به رسالت سنگین خود واقف گردند و بدانند كه این راه، همان راه انبیاء و اولیاء خداوند است و تحمل مشكلات لازم دارد و كسی كه در این راه قدم می‌گذارد باید صلاحیت عالی را كسب كند و خود را از رذایل اخلاقی تخلیه و با فضایل انسانی بیاراید و در عمل و رفتار و كردار برای مردم الگو و اسوه باشد و برای حفظ ارزش‌های اسلامی در جامعه باید احكام خدا و معارف قرآن را آن چنان كه هست تبیین نماید و سعی كند با بیان شیوا و رسا و جذاب، حقایق دین را به مردم ابلاغ نماید و نگذارد كار تبلیغ امور دینی بدست نااهلان بیفتد و خود نیز از این كار مقدس بجز اخلاص و رضایت پروردگار غرض دیگری نداشته باشد.

البته بر مسؤولین حكومت اسلامی هم لازم است كه برای حفظ ارزش‌های اسلامی از هیچ كوششی دریغ نداشته باشد و انگیزه و هدف اصلی و اساسی آنان در انجام وظایف و مسوولیت، فقط رضایت خدا باشد تا امدادهای غیبی یكی پس از دیگری نصیبشان شود. اگر مسوولین در حفظ ارزش‌ها كوتاهی نمایند، بدون شك تبلیغات اسلامیِ مبلغین، اثر مطلوب و عالی نخواهد داشت. به عنوان مثال برای حفظ حجاب اسلامی بر دولت لازم است از اختلاط پسران و دختران و زنان و مردان در دانشگاه‌ها و ادارات و دیگر مراكز جلوگیری نماید تا فحشا و منكراتی از این جهت ایجاد نگردد.

این با ارزش‌های اسلامی نمی‌سازد كه زنان و مردان جوان در دوایر دولتی مكرر با یكدیگر برخورد و اختلاط داشته و احیاناً اخلاق و رفتار اسلامی، چندان مورد عنایت واقع نشود. اگر مسؤولینِ امر، كارمندان و متصدیان ادارات دولتی و خصوصاً دستگاه‌ها و مراكز علمی و فرهنگی، بتوانند در این گونه موارد (حفظ ارزش‌های دینی و اخلاقی) دقت و مواظبت لازم را به عمل آورند، تبلیغات اسلامی مبلغان دینی هم [تا حدود زیادی] در حفظ ارزش‌ها موثر خواهد بود و الا فایده‌ای ندارد، «الناس علی دین ملوكهم».

بهترین شیوه تبلیغات اسلامی در عصر حاضر

- به نظر شما بهترین و موثرترین شیوه‌های تبلیغات اسلامی در عصر حاضر كدام است؟

ج. به نظر من بهترین و جذابترین و موثرترین شیوه تبلیغ در عصر حاضر نسبت به معارف اسلامی، ابلاغ و القای صحیح معارف قرآن و اسلام است. اگر ما بتوانیم پیام مقدس اسلام را، آنچنان كه هست، بدون كم و كاست و بدون پیرایه‌ها به مردم دنیا برسانیم، بدون شك آثار درخشانی خواهد داشت.

نظر به این كه مجموعه ‌معارف دینی فطری است و تمام احكام دین بر اساس مصالح و مفاسدِ نفس الامری تدوین شده است، در تار و پود مردم ریشه دارد و هر كس با متن اسلام و پیامهای معصومین - علیهم السلام - كه مفسرین واقعی اسلامند آشنا گردد، متأثر خواهد شد و این توصیه و دستورالعمل در روایات مختلفی از اهل بیت - علیهم السلام - وارد شده است كه شما معارف دین و احادیث و روایات ما را خوب به مردم برسانید و در نتیجه، پیروی و تبعیت مردم را از ما مشاهده كنید.

البته در این زمینه با توجه به پیشرفت علم و تكنولوژی و صنعت، استفاده از امكانات در حد مقدور لازم است.

وظیفه مبلغین و مسوولین نظام اسلامی در مقابله با تهاجم فرهنگی

- بفرمایید وظایف مبلغین اسلامی و مسوولین نظام اسلامی در مقابله با تهاجم فرهنگی چیست؟

ج. مهم این است كه من كه می‌خواهم تبلیغات اسلامی كنم و یا در نظام اسلامی مسوول هستم، غربزده نباشم و فرهنگ غرب، با تهاجمش مرا تحت تأثیر قرار نداده باشد. به فكر این نباشم كه از غربی‌ها تقلید كنم و باید مدیریتی كه در جامعه اعمال می‌كنم، غربی نباشد. ما هیچ كمبودی نداریم تا به سراغ غربیها برویم. آنها از نظر تمدن اخلاقی، مسائل معنوی و صفات انسانی خیلی از ما عقب هستند. اگر پیشرفتی هست در مسائل علمی و صنعتی است، كه آن هم از مسلمین استفاده كرده‌اند.

راه اصلی مبارزه با تهاجم فرهنگی این است كه ما مواضع واقعی اسلام خود را حفظ كنیم و به دنبال كسب رضایت باری‌تعالی باشیم نه به دنبال بدست آوردن رضایت غربی‌ها و اروپائی‌ها. اگر ما خودمان ارزش‌های اسلامی را حفظ كردیم و به‌صورت بنیادی و ریشه‌ای، مردم را با ارزش‌های اسلامی آشنا ساختیم و فرهنگ عمومی را از نظر معرفتی و اعتقادی بالا بردیم، دیگر خوفی از تهاجم فرهنگی و فرهنگ بیگانه نخواهیم داشت.

فرهنگ غرب به انسانیتِ انسان توجه ندارد و كاری به كمال نهایی انسان ندارد، بلكه انسان را از انسانیتش خارج می‌كند و از معنویت تهی می‌كند. اگر ما معنویت را در جامعه‌ خود، آن چنان كه اسلام ارائه داده، ارائه دهیم و لذت معنویت را در كام مردم ایجاد كنیم، دیگر تهاجم فرهنگی اثری نخواهد داشت و وظایف مبلغان اسلامی و مسوولین حكومت اسلامی همین است. حقایقِ اسلامی فطری است و اگر فطرت مردم شكوفا شد و استعدادهای بالقوه‌ی انسان به فعلیت رسید، دیگر هیچ جاذبه مادی و حیوانی، انسان را به سوی خود نخواهد كشانید. اما اگر از این نكته مهم غفلت كردیم، بدون شك فرهنگ بیگانه با تهاجم وسیعش جوانان و دختران و پسران ما را از بین خواهد برد.

توصیه‌هایی برای مبلغین اسلامی

- حضرتعالی چه توصیه‌هایی برای مبلغین اسلامی دارید؟

ج. توصیه من برای همه مبلغان اسلامی در سرتاسر دنیا این است كه اساس موفقیت تبلیغات اسلامی، خلوص نیت است و غرض و انگیزه اصلی مبلغین اسلامی باید خدمت به اسلام و مسلمین باشد.

مرحوم آیت الله بروجردی یك روز سر درس فرمود: یك عده از طلاب و مبلغین اسلامی مرتب سوالاتی از من می‌كنند، امروز می‌خواهم جواب دهم. سوال می‌كنند ما چه وقت به مقصد می‌رسیم، از وقتی كه طلبه می‌شویم تا چه زمانی باید تلاش و كوشش كنیم تا به نتیجه و مقصد برسیم؟ و از كجا بفهمیم كه به مقصد رسیده‌ایم یا نه؟ مرحوم آیت‌الله بروجردی در پاسخ فرمودند: همه‌ محصلین علوم دینی و همه مبلغین و مروجین شریعت نبوی باید بدانند كه اگر برای دنیا و رسیدن به زخارف مادی دنیا به حوزه و سلك روحانیت آمده‌اند، هیچگاه به مقصد نمی‌رسند و از اول اشتباه كرده‌اند و باید تغییر مسیر دهند. این راه، راهی نیست كه انسان را به مادیات دنیا برساند، مادیات هم انسان را به رشد و پیشرفت واقعی نمی‌رساند. اگر برای خدا و انجام وظیفه و رسیدن به مقام قرب ربوبی به این مسیر آمده‌اند، بدانند كه از روز اول كه وارد شده‌اند به مقصد رسیده‌اند و هر روزی كه می‌گذرد در مقصد سپری می‌شود و به نیل درجاتِ دیگر منتهی می‌شود.

راههای تقویت عقاید دینی مردم و جوانان

- از نظر جنابعالی راه‌های تقویت عقاید دینی مردم و جوانان چیست؟

ج. بهترین راه برای تقویت بنیه اعتقادی و دینی مردم و نسل جوان، تبلیغات اسلامی است در ابعاد مختلفش. تبلیغات اسلامی [گستره] بسیار وسیعی دارد. تبلیغات عملی، شفاهی و كتبی از طریق رسانه‌ها، مطبوعات، صدا و سیما و ... به صورت همگانی آشنا كردن مردم با اصول دین و فروع دین و شناساندن معارف قرآن به مردم، فراهم كردن زمینه برای شناخت واقعی اسلام و عمل نمودن به معارف دین، باعث تقویت بنیه اعتقادی و دینی مردم می‌گردد. اما اگر ما خودمان در این امر كوتاهی كردیم و در محیط و محافل عمومی، رفت و آمد میان زن و مرد و برخورد مستقیم دختران و پسران و زنان و مردان را در عمل ترویج كردیم، دین مردم در معرض خطر قرار خواهد گرفت و احكام دین در جامعه نابود خواهد شد. البته بر علمای بلاد و حوزه‌های علمیه است كه جریانات را زیر نظر بگیرند و مواظب دین مردم باشند.


منبع: معارف دین، جلد دوم (منتشر شده در پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله صافی گلپایگانی)

فرآوری و تنظیم: محسن تهرانی - بخش حوزه علمیه تبیان



</a></center></div> 
</div>
<div class=

نظرات

#
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

  • Test 2
  • Test 3

وبسایت اطلاع رسانی رهبر انقلاب

بالا