تبلیغات
پایگاه فرهنگی رسانه ای رسّام - حجاب و پوشش در ایین زرتشت RASSAM MEADIA جیمی نت Code Center
  • عنوان عکس 1
  • عنوان عکس 1
  • عنوان عکس 2
  • عنوان عکس 3
دریافت کد اسلایدر

تبلیغات

حجاب و پوشش در ایین زرتشت


 

 

                             Image result for ‫عکس حجاب در ایین زرتشت‬‎

 

 

، سال اول، شماره سوم، تابستان 1389، ص 117 ـ 138

Ma'rifat-i Ādyan, Vol.1. No.3, Summer 2010

مهناز علیمردی* / محمدمهدی علیمردی**

چكیده

براساس جهان‏بینی ادیان الاهی، انسان خلیفه خداوند و مركز و محور جهان هستی است. وی عهده‌دار رسالت كسب معرفت، تهذیب نفس و اصلاح جامعه است. و حیات او در جهان آخرت نیز استمرار دارد. علاوه بر حفظ كرامت انسان، استعدادهای معنوی و عقلانی بشر در پرتو رهیافت‏های فطری و هدایت‏های وحیانی شكوفا می‌شود. حجاب و پوشش از جمله موضوعاتی است كه رعایت آن موجب حفظ كرامت انسان است.

برخی معتقدند پوشش و حجاب، صرفاً نتیجه تعامل فرهنگی بین فرهنگ‌هاست. در نتیجه ادیان الاهی در مورد چگونگی حضور زن در برابر نامحرم، قانونی خاص ندارند. از دیدگاه ایشان، آنچه امروز به صورت دستوری شرعی درآمده، مستندی شرعی ندارد. این مقاله با رویكرد نظری و اسنادی، به تحقیق درباره صحت و سقم این نظر پرداخته و مستندات دینی پوشش و حجاب را در سه دین زرتشت، یهود، مسیحیت تبیین و تشریح كرده است.

كلید واژه‌ها: حجاب، پوشش، عفاف، زرتشت، یهود، مسیحیت.


مقدمه

حجاب به معنای «پوشاندن بدن زن در برابر نامحرم» از احكام ضروری دین اسلام است. در دیگر ادیان الاهی از جمله آیین زرتشت، یهود و مسیحیت نیز، این حكم با تفاو‌ت‌هایی كم‌و‌بیش وجود دارد. پوشش و عفاف از آن جهت كه امری فطری و برای حیات اجتماعی انسان ضروری است، در ادیان و مذاهب الاهی دارای جایگاه خاصی است. همة ادیان آسمانی، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشری را به سوی آن فراخوانده‏اند؛ زیرا حیا و لزوم پوشش به طور طبیعی در نهاد زنان به ودیعت نهاده شده و احكام و دستورهای ادیان الاهی هماهنگ و همسو با فطرت انسانی تشریع شده است.

بر اساس اصل لزوم هماهنگی و تناسب آفرینش و قانون‌گذاری كه قرآن بدان اشاره دارد، «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ...» (روم: 30)، خداوند لباس و پوشاك را در لابه‌لای نعمت‏های بی‌كرانش به بشر ارزانی داشت و فرمود: «یا بنی ءادمَ قد انزلنا علیكم لباساً یُوارِی سوءَاتكم و ریشاً و‌...» (اعراف: 26‌). خداوند اشتیاق درونی زنان به «حجاب» را با تشریع قانون پوشش مستحكم ساخت تا گوهرِ هستی «زن» در صدفِ پوشش حفظ شود و جامعه از فرو رفتن در گرداب فساد و تباهی نجات یابد. بی‌تردید جهان‌بینی و انسان‌شناسی هر فرهنگ و مكتب، نقش اساسی و مهمّی در انتخاب نوع و كیفیت پوشش دارد.1

گرچه انتخاب لباس و پوشاك برآیند‌ اندیشه و اراده آدمی‌است، ولی بر بینش و اراده انسانی نیز تأثیر می‏گذارد و می‏تواند به عنوان زمینه‏ساز تعالی یا انحطاط فردی و اجتماعی نقش‌آفرینی كند. بنا به گواهی متون تاریخی، در بیشتر قریب به اتفاق ملت‏ها و آیین‏های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است. حجاب در طول تاریخ، فرازونشیب‏های زیادی را طی كرده و گاهی با اِعمال سلیقه حاكمان، تشدید یا تخفیف یافته؛ ولی هیچ‏گاه به‏طور كامل از بین نرفته است.

در آیین زرتشت، یهود و مسیحیت، حجاب بر زنان امری لازم بوده است. كتاب‏های مقدس مذهبی، دستورات و احكام دینی، آداب و مراسم و سیره عملی پیروان این ادیان، بهترین گواه بر اثبات این مدعاست.

مفهـوم‌شناسی حجاب

حجاب، واژة عربی است و زبان‌شناسان عرب، برای آن، دو معنای اصلی برشمرده‌اند:

1. حجاب، به مفهوم مانع و حایل میان دو چیز است؛ خواه از امور مادی و اشیای محسوس باشد و یا از امور معنوی و غیر محسوس. «حجب و حجاب به معنای منع از وصول و رسیدن دو چیز به همدیگر است».2

همچنین در مصباح آمده است:

حَجَبَ به معنای منع است؛ از این‌رو، به پوشش، حجاب گفته می‌شود؛ زیرا پوشش، مانع از مشاهده می‌شود. به دربان، حاجب گفته می‌شود؛ چون مانع و بازدارندة از ورود دیگران است. اصل معنای حجاب، جسمی است كه بین دو جسد حائل می‌شود و گاه بر امور معنوی نیز به كار می‌رود؛ از این‌رو، گفته شده است: «عجز» حجاب میان انسان و مراد او، و «معصیت» حجاب بین بنده و پروردگار اوست.3

2. حجاب به معنای ستر و پوشش

صحاح اللغه معنای پوشش را برای حجاب یادآور شده و گفته است: «حجاب یعنی پوشش وحجاب درون انسان؛ یعنی آنچه كه بین قلب و سایر آن حائل می‌شود.»4

چنان‌كه ابن‌منظور نیز در لسان العرب، حجاب را به معنای ستر دانسته و گفته است: «حجاب به معنای ستر و پوشش است؛ «حجبه» یعنی آن را پوشانید؛ زن محجوب، زنی است كه پوشیده باشد».5

اما استفاده از واژة حجاب، در مورد پوشش زن، اصطلاح نسبتاً جدیدی است. در قدیم و به خصوص در اصطلاح فقها، كلمه «ستر» كه به معنای پوشش است، به كار می‌رفته. فقیهان چه در كتاب الصلوة6 كه این مطلب را بیان كرده‌اند، واژه «ستر» را به كار برده‌اند، نه كلمه «حجاب» را. قرآن كریم، در سوره مباركه نور و احزاب، حدود پوشش و تماس‌های زن و مرد را ذكر كرده است؛ بدون آنكه كلمه «حجاب» را به كار برده باشد. آیه‌ای كه در آن واژة «حجاب» به كار رفته است، مربوط به زنان پیامبر اكرمˆ است.7 معنای اصطلاحی جدید این واژه، عبارت است از پوششی كه زن در برابر نامحرمان باید استفاده كند و از جلوه‌گری و خودنمایی بپرهیزد. در این نوشتار نیز همین معنای اصطلاحی مورد نظر است؛ بی‌تردید حجاب در این اندازه، یكی از احكام مشترك ادیان ابراهیمی و از احكام ضروری اسلام بوده و همه طوایف اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند. رسول اكرمˆ به اسماء فرمود: همین كه دختر به حد بلوغ رسید، سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود؛ مگر این و آنگه حضرت اشاره به مچ دست به پایین و صورتشان كردند.8 از امام صادق(ع) پرسیده شد. آیا آرنج زن تا مچ از قسمت‌هایی است كه باید از نامحرم پوشاند؟ فرمودند: بلی، آنچه زیر روسری قرار گیرد و همچنین از محل دستبند به بالا باید پوشانده شود.9

مفهوم‌شناسی عفاف

«عفاف» نیز واژه‌ای عربی است كه با فرهنگ اسلامی و دینی وارد زبان فارسی شده است. «عفاف» را به معنای خود نگه‌داری و بازداشتن نفس انسانی از محرمات و خواهش‌های شهوانی دانسته‌اند. راغب در مفردات می‌گوید:10 «عفّت، حالت نفسانی است كه مانع تسلّط شهوت بر انسان می‌شود و انسان عفیف كسی است كه با تمرین و تلاش مستمر و پیروزی بر شهوت، به این حالت دست یافته باشد.» در قاموس قرآن آمده است: «عفّت، به معنای مناعت است. در شرح آن گفته‌اند: حالت نفسانی است كه از غلبة شهوت بازدارد. پس باید عفیف به معنای خودنگهدار و با مناعت باشد».11

«عفاف» اصطلاحی اخلاقی است. عالمان اخلاق، عفاف را در شمار مهم‌ترین فضایل اخلاقی جای داده‌اند و فیلسوفان در حكمت عملی به آن پرداخته‌اند. ملاصدرا در اسفار عفاف را چنین تعریف می‌كند: «عفاف، منشی است كه منشأ صدور كارهای معتدل می‌شود؛ نه پرده‌دری می‌كند و نه گرفتار خمودی می‌شود».12

خواجه نصیرالدین طوسی در تعریف آن می‌نویسد: «عفاف آن است كه نیروی شهوت مطیع عقل باشد تا تصرف او به اقتضای رأی او بود و اثر خیریت در او ظاهر شود و از تعبد هوای نفس و استخدام لذات فارغ».13

علامه سیدمحمد‌حسین طباطبائی، عفاف را از اصول سه گانه فضیلت‌های اخلاقی می‌داند كه صبر، حیا، ایثار، سخاوت، و... بر شاخه آن می‌روید. او پس از آنكه قوای شهوانی، غضبی و فكری را منشأ و خاستگاه تمام اخلاق انسانی برمی‌شمرد، می‌گوید: «حد اعتدال در قوة شهوانی «عفاف» و افراط و تفریط در آن«شَرَه» و «خمود» نامیده می‌شود».14 بر این اساس عفاف، معنایی فراخ‌تر از پاك‌دامنی و پالودگی از فحشا و زنا دارد. قرآن كریم و نصوص روایی نیز، عفاف را در معنای وسیع‌تر از عفاف و پاكی جنسی به كار برده و آن را به معنای در پیش گرفتن رویه اعتدال، خودنگه‌داری، تسلط بر خویشتن، صبوری و ایستادگی در برابر كام‌جویی ناروا می‌داند كه در حوزه تمایلات جسمی‌ و جنسی می‌گنجد و نفس انسانی خواهان برآورده شدن بی‌قید و شرط آن نیازهاست. در شمار شواهد قرآنی كه بیان‌گر این معناست، می‌توان به نمونه‌های زیر اشاره كرد:

1. در سورة مباركة « نور» پس از آن‌كه خداوند مسلمانان را ترغیب به ازدواج و همسرگزینی می‌كند و به مؤمنان دستور می‌دهد زنان و مردان بی‌همسر را همسر دهند، می‌فرماید: «و كسانی كه زمینه‌ای برای ازدواج نمی‌یابند، باید پاك‌دامنی پیشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز گرداند» (نور:33).

چنان‌كه در این آیه، عفاف به معنای خویشتن‌داری از گناه و شكیبایی در برابر كمبودهای زندگی و نیازهای جنسی آمده است.

2. در سورة مباركة بقره، گروهی از نیازمندان و فقیران، به عفاف و خویشتن‌داری توصیف و ستایش شده‌اند. آنان كسانی هستند كه از یك‌سو توان و نیرو برای كار و كسب معاش ندارند و از سوی دیگر، در عین نیازمندی و تهی‌دستی، از گدایی و اظهار نیاز پرهیز می‌كنند. چندان كه اگر كسی از نزدیك به حال ایشان آگاهی نداشته باشد، آنان را بی‌نیاز می‌انگارند. «(انفاق شما، مخصوصاً باید) برای نیازمندانی باشد كه در تنگنا قرار گرفته‌اند، نمی‌توانند مسافرتی كنند (و سرمایه‌ای به دست آورند) و از شدت خویشتن‌داری، افراد ناآگاه، آنان را بی‌نیاز می‌پندارند؛ اما آنها را از چهره‌هایشان می‌شناسی و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی‌خواهند». (بقره:273). در این آیه، واژة «عفاف» در معنایی فراتر از عفاف جنسی به كار رفته است، و آن عبارت است از: عفاف معیشتی و اقتصادی.

پوشش و حجاب پیش از آیین زرتشت

نخستین مردمی كه به سرزمین ایران آمدند، آریایی‏ها بودند. آنان به دو گروه عمده «مادها» و «پارس‏ها» تقسیم می‏شدند.15 با اتّحاد مادها، دولت «ماد» تشكیل شد. پس از مدّتی پارس‏ها توانستند دولت ماد را از بین ببرند و سلسله‏های هخامنشیان، اشكانیان و ساسانیان را بنیان‌گذاری كنند.16 پژوهش‏ها نشان می‏دهد كه زنان ایران‌زمین از زمان مادها، كه نخستین ساكنان این دیار بودند، دارای حجاب كاملی، شامل پیراهن بلند چین‏دار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلی بلند بر روی لباس‏ها بوده‏اند.17 این حجاب در دوران سلسله‏های مختلف پارس‏ها نیز معمول بوده است. بنابراین در زمان بعثت زردشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی حجابی كامل داشته‌اند. برابر متون تاریخی، در همه آن زمان‏ها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند، شلوار و چادر رایج بوده است. زنان هر چند با آزادی در محیط بیرون خانه رفت و آمد می‏كردند و هم‌پای مردان به كار می‏پرداختند، ولی این امور با حجاب كامل و پرهیز شدید از اختلاط‌های فسادانگیز همراه بوده است.

جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان نجیب ایران‌‏زمین به گونه‏ای است كه در دوران سلطه كامل شاهان، هنگامی كه خشایارشاه به ملكه «وشی» دستور داد كه بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران، زیبایی اندام او را بنگرند، وی امتناع كرد و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد. به دلیل این سرپیچی، به حكم دادوَران، عنوان «ملكه ایران» را از دست داد. نقل این داستان در عهد عتیق چنین آمده است:«... امر فرمود وشتئ ملكه را با تاج ملوكانه به حضور پادشاه بیاورند تا زیبایی او را به خلایق و سروران نشان دهد؛ زیراكه نیكو منظر بود اما؛ وشتئ نخواست...»18

پوشش و حجاب پس از نبوت زرتشت

در زمان ساسانیان كه پس از نبوت زردشت است، افزون بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد. به گفته ویل دورانت، پس از داریوش، زنان طبقات بالای اجتماع، جرئت نداشتند جز در تختِ روانِ روپوش‌دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمی‏شد كه آشكارا با مردان آمد و رفت كنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی حتی پدر و برادرشان را ببینند. در نقش‏هایی كه از ایران باستان بر جای مانده است، هیچ صورت زنی دیده نمی‏شود و نامی از ایشان نیامده است.19 تجلیّات پوشش در میان زنان ایران چنان چشم‏گیر است كه برخی از‌ اندیشمندان و تمدن‏نگاران، ایران را منبع اصلی ترویج حجاب در جهان معرفی كرده‏اند.20

از آن‌جا كه مركز بعثت «اشو زرتشت» ایران بوده است و ایشان در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش كمبودی نمی‏دیده است، با تأیید حدود و كیفیت حجاب رایج آن دوران، كوشید با پندهای خود، ریشه‏های درونی حجاب را تعمیق و مستحكم كند و عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواری حجاب معمول قرار دهد.

البته در دین زرتشت، لباس با كیفیت خاصی برای حجاب زنان واجب نشده است؛ بلكه لباس رایج آن زمان كه شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش (یعنی چادر یا شنلی بر روی آن) بوده، مورد تقریر و تنفیذ قرار گرفته است. هر چند استفاده از «سِدرِه و كُشتی» (لباس مذهبی ویژه زرتشتیان) توصیه شده است.21 البته بر هر مرد و زن واجب است كه هنگام انجام مراسم عبادی و نیایش، سر خود را بپوشاند. بنا به گفته مؤبد «رستم شهرزادی» پوشش زنان باید به گونه‏ای باشد كه هیچ‌یك از موهای سرِ زن از سرپوش بیرون نباشد.22 در خرده اوستا، به طور صریح چنین آمده است: «نامی زت واجیم، همگی سر واپوشیم و همگی نماز و كریم بدادار هورمزد»؛23 یعنی همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می‏پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‏كنیم.

براساس آموزه‏های دینی، یك زرتشتی مؤمن، باید از نگاه ناپاك به زنان دوری جوید و حتی از به كارگیری چنین مردانی خودداری كند. در ‌اندرز «آذر بادمار اسپند» مؤبد موبدان آمده است: «مرد بدچشم (نگاه ناپاك ) را به معاونت خود قبول مكن».24

پوشش موی سر و داشتن نقاب بر چهره، پس از سقوط ساسانیان نیز ادامه یافته است. به این نمونه بنگرید: پس از فتح ایران، هنگامی كه سه تن از دختران كسری‏، شاهنشاه ساسانی را برای عمر آوردند، شاه‌زادگان ایرانی همچنان با نقاب، چهره خود را پوشانده بودند. عمر دستور داد تا پوشش از چهره برگیرند تا خریداران پس از نگاه، پول بیشتری مبذول دارند. دوشیزگان ایرانی خودداری كردند و به سینه مأمور اجرای حكم عمر، مشت زده، آنان را از خود دور ساختند. عمر بسیار خشمناك شد. ولی امام علی(ع) او را به مدارا و تكریم آنان سفارش فرمود.25

در كیش آریایی زنان محجوب و محترم بودند. زنان ایرانی برای حفظ حیثیت طبقه ممتاز و ایجاد حدودی كه آنان را از زنان عادی و طبقه چهارم امتیاز دهد، صورت خود را می‌پوشاندند و گیسوان خود را پنهان می‌داشتند؛ از این‌رو، محجوب بودن «پوشش صورت» به زنان برتر جامعه اختصاص داشته است. آیین زردشت كه تاریخ آن را بین 1300 تا 2300 قبل از اسلام گفته‌اند. آیین پندار نیك، گفتار نیك و كردار نیك است؛ از این‌رو، انسان‌ها را به پاكی و پاك‌دامنی فرا می‌خواند. در نقاشی‌ها و كنده‌كاری‌های باستانی ایران بسیار كم از زن تصویری به چشم می‌خورد. اگرچه زنان كدبانوی خانه و مدیر و مدبر امور خانواده بودند، ولی حفظ حرمت ایشان با پوشیده داشتن ایشان رعایت می‌شد تا پاك‌دامنی آنها حفظ شده و از هر آسیبی در امان باشند.26

رابطه حجاب و عفت در آیین زرتشت

عفاف، طهارت درونی و نوعی حجاب باطنی است. از آنجای كه انسان، ذاتاً موجودی است دارای دو بعد الاهی و مادی، باید به او آموخت كه اگر همه یك‌سان آمده‌ایم، اما برای رجعت بهتر، آنانی در اولویت هستند كه دارای درونی آراسته‌تر باشند و در صورت تلاش و برنامه‌ریزی صحیح، نفس خویش را در مسیر انسانیت رشد دهند؛ اما آنانی كه در مسیر حیوانیت و خواسته‌های نفسانی خود حركت كنند، این نشان از نداشتن برنامه‌ریزی مناسب برای تأدیب نفس خویش است. درواقع واژه «عفت» بر كنترل شهوات و جلوگیری آن در خروج از مرز اعتدال تلقی می‌شود از این‌رو، به پند و ‌اندرزهای «اشو زرتشت» بنگرید تا تلاش وی برای تعالی و آموزش مبانی حجاب و بیان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهری با عفّت باطنی، روشن‏تر شود. او می‏فرماید:

ای نوعروسان و دامادان! ... با غیرت، در پی زندگانی پاك‏منشی بر آیید.... ای مردان و زنان! راه راست را دریابید و پیروی كنید. هیچ گاه گردِ دروغ و خوشی‏های زودگذری كه تباه‌كننده زندگی است، نگردید؛ زیرا لذّتی كه با بدنامی و گناه همراه باشد، همچون زهر كشنده‏ای است كه با شیرینی درآمیخته و همانند خودش دوزخی است. با این‌گونه كارها، زندگانی گیتی خود را تباه مسازید. پاداش رهروان نیكی، به كسی می‏رسد كه هوا، هوس، خودخواهی و آرزوهای باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خویش چیره گردد. كوتاهی و غفلت در این راه، پایانش جز ناله و افسوس نخواهد بود. فریب‌خوردگانی كه دست به كردار زشت زنند، گرفتار بدبختی و نیستی خواهند شد و سرانجامشان خروش و فریاد و ناله است.27

مستندات فقهی پوشش در آیین زرتشت

چنین استناد فقهی رسماً به عنوان احكام حجاب در این دین قابل دسترسی نیست؛ اما از مطالب مذكور می‌توان چنین حكمی‌را اقتباس كرد؛ زیرا همان‌طوركه بیان شد، مركز بعثت «اشو زرتشت» ایران بوده است28 و حضرت در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش كمبودی نمی‏دیده است؛ از این‌رو، با تأكید حدود و كیفیت حجاب متداول آن زمان، كوشید با ‌اندرز خود، پایه‌های درونی حجاب را تعمیق و مستحكم كند و عامل درونی را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواری حجاب معمول قرار دهد. به این دلیل، در این خصوص صریحاً امری صادر نشده و صرفاً با چنین كلماتی، پاكی را متذكر می‌شود: « از تو، ‌ای مرد خواهش می‌كنم پیدایش و فزونی را پاك و پاكیزه ساز و از تو، ‌ای زن خواهش می‌كنم تن و نیرو را پاك و پاكیزه ساز».29

بر این اساس یك زردشت مؤمن باید به این امور ملتزم باشد: 1. دوری از نگاه به زن نامحرم؛ 2. پرهیز از ازدواج با مردانی كه چشم نا‌پاك دارند. در ‌اندرز «آذربادمار اسپند» مؤبد موبدان آمده است: «مرد بدچشم( نگاه ناپاك) را به معاونت خود قبول مكن»؛30 از این‌رو، عفاف برای مردان لازم و ضروری به نظر می‌رسد. در این آیین، لباس متداول زمان یعنی شلوار و سرپوش یا چادر یا شنل مورد تأكید قرار گرفته است؛ از این‌رو، می‌توان گفت به لحاظ رعایت حجاب هیچ لزومی به امر وجوب آن صورت نگرفته است. هر چند استفاده از سِدرِه و كُشتی (لباس مذهبی ویژه زرتشتیان) سفارش شده است. البته بر هر مرد و زن واجب است هنگام انجام مراسم عبادی و نیایش، سر خود را بپوشاند و پوشش زنان باید به گونه‏ای باشد كه هیچ‌یك از موهای سرِ زن از سرپوش بیرون نباشد. در خرده اوستا، به طور صریح چنین آمده است: «نامی زت واجیم، همگی سر واپوشیم و همگی نماز و كریم بدادار هورمزد»، یعنی همگان نامی ز تو برگوییم و همگان سر خود را می‏پوشیم و آنگاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‏كنیم.31

حال آیا صرفا ًبا تأكید بر امر حجاب، می‌توان گفت دین زردشت حجاب زن را الزامی می‌داند؛ چون بر امری كه مردم ملتزم بودند، باز تذكر داده است؟ از طرفی، پوشش در معابد نه تنها برای زنان واجب است، بلكه برای مردان نیز این مهم و واجب شمرده شده است. البته می‌توان گفت امر وجوب در این نص، تذكری است برای پوشش مردان در معابد كه با ابعاد معنوی زمان مرتبط باشند؛ یعنی نوع پوشش و چگونگی حضور در معابد و مراسم در جذب و احساس معنویت مؤثر بوده است. البته یك نمونه افراطی از حجاب را نیز می‌توان مشاهده كرد؛ آنجا كه زنان شوهردار حق نداشتند، هیچ مردی ـ حتی پدر و برادرشان ـ را ببینند. به احتمال زیاد این مقدار تأكید، صرفاً از تمایزات فرهنگی پدید آمده باشد.32

گونه‌های حجاب در زرتشت

با توجه به آنچه گذشت، می‌توان یك تقسیم‌بندی دیگری از مباحث ارائه داد و حجاب در آیین زردشت را به پوششی، رفتاری و گفتاری تبیین و تقسیم كرد.

حجاب پوششی: آن گونه كه متون تاریخی یاد كردند، در همه آن زمان‏ها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند، شلوار و چادر امری رایج در فرهنگ و دین مردمِ آن زمان بود و زنان هر چند با آزادی، در محیط بیرون خانه رفت و آمد می‏كردند و همپای مردان به كار می‏پرداختند. ولی این امور با حجاب كامل و پرهیز شدید از اختلاط‌های فسادانگیز صورت می‌یافت.33

حجاب رفتاری و گفتاری: در نظام دینی و فرهنگی زمان آیین زرتشت، زنان طبقات بالای اجتماع، می‌بایستی در تختِ روانِ پوشیده و محفوظ از خانه بیرون بیایند و هرگز مجاز نبودند با مردان رفت و آمد و گفت‌وگو داشته باشند. زنان پس از ازدواج، اجازه نداشتند هیچ مردی ـ حتی پدر و برادرشان ـ را ببینند.34








دنبالک ها : رسام ,
</a></center></div> 
</div>
<div class=

  1. feet pain

    Hi there would you mind stating which blog platform you're
    using? I'm looking to start my own blog soon but I'm having a difficult time deciding between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal.
    The reason I ask is because your design and style seems different then most blogs and I'm
    looking for something unique. P.S Sorry for getting off-topic but I had to ask!

  2. http://roymethven.hatenablog.com/

    This is really interesting, You're a very skilled blogger.
    I have joined your feed and look forward to seeking more of your fantastic post.
    Also, I've shared your site in my social networks!

نظرات

#
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

  • Test 2
  • Test 3

وبسایت اطلاع رسانی رهبر انقلاب

بالا